°O°(♥‿♥)شمـــــــیم عشــــق(♥‿♥)°ºO

اینده کتابیست که امروز می نویسیش پس چیزی بنویس که فردا از خواندن ان لذت ببری

یک فنجــــــــــــان چای

 

خرید اینترنتی

 

می‌گویم بیا به کشفی تازه برسیم. به راهی جدید که شاید به کهکشان چند میلیارد ساله‌ا‌ی نشناخته برسد. بیا برویم.

بیا نردبان را برداریم و برویم بالا. آن‌جا که پرنده‌ای نشسته روی تکه ابری سفید و دارد با حوصله برایش کتاب می‌خواند.
بیا احساس‌های عظیم را بگذاریم پشت در. بعد با احساس‌های کوچک‌مان بنشینیم دور میز و فنجانی چای بنوشیم. بیا حس‌های کسالت آور پنهانمان را بیاوریم روی کاغذ تا راهشان را بگیرند و بروند.
یک روز کنار هم بنشینیم و بگوییم که حواسمان هست به تنهایی همدیگر. شاید این طور زندگی برای دیدن ما از جا بلند شود و دیگر توی آن آپارتمان درندشت‌ش، پا را نیندازد روی پا و از بی حوصله‌گی چرت بزند.
شاید این طور آن رازهای حسرت انگیز را توی گوشمان زمزمه کند.
بیا ببین، کمی دورتر پرنده‌هایی هشیار دارند توی خواب‌مان پرواز می‌کنند.

 

چه بگویم؟
می شود جایی روی شانه‌ات بنشینم و مثل گنجشککی احساس کنم مطمئنم؟


[ دوشنبه 14 اسفند 1391 ] [ 14:50 ] [ shamimeshgh_m ] [ ارسال نظر(5) ]